هر ساعت و هر ثانیه هم ک میگذره خاطرات با تو میاد تو ذهنم و عین فیلم سریع رد میشه، گوشیمو ور میدارم میرم تو مسجا, از میون دو سه هزار اس ام اسمون ک تو این گوشیمه یه قسمتی رو میارم و شروع میکنم به خوندن، انگار ک تو اون لحظه ام متوجه نمیشم زمان چه جوری میگذره، همراه با خنده ها میخندم و همراه با دعواها تعجب میکنم ک چه موضوع بی خودی مارو عصبی کرده بود :-) جای سختش اینه ک میرسم به دوستت دارمایی ک به هم میگفتیم و همه دعواها تموم میشد!! گریه و اشک و دلتنگی فواران میکنه، باورم نمیشه اینی ک الان هستیم یه روز از خودمون بهم نزدیک تر بودیم، فقط دلم میخواد برگردمو رو به روت بشینم و زمانی ک خاستی بری من بمیرم تا به الان نرسم!!! 

زندگی و حال من شده زندگی در گذشته و باید بگم ای قورباغه ابوالعطا بخون چون جریان زندگی من داره سر بالا میره!!! به جای آینده به گذشته میرود! 

کسی جاتو میگیره؟؟؟؟؟ 

کی جامو گرفته؟؟؟

خدا کنه منو ببخشی و شاد باشی! 

همیشه دوست دارم بارون پاییزی

[ سه شنبه ۱۵ اردیبهشت۱۳۹۴ ] [ 21:17 ] [ Amin ]
[ ]

دلم گریه میخواد

هوای شهر ابریست 

بوی باران می آید و دل من هوس دل سیر خیس شدن زیر آبشار آسمان

ابرهای گره خورده و انبوه همانند بعض هایمان شاید منتظر تلنگری از نگاه زمینند

همان گونه ک من روز و شب زل زده ام به خیالت تا که ندایی از آغوش تو رسد

سیل اشک و سیل دلتنگی ها را باران نشانه است و من نیز دلم را زیر گریه های آسمان سبک میکنم

زیر باران اشک هایم را نمیبینند

بگذار کمی سبک تر سمت نگاهت پرواز کنم 

شاید روزی همین ناگفته های خونین....

بگذریم دلم سیری باران میخواهد سیری نگاه تو سیری گریه دلتنگی در آغوش تو

 

میدونم برنمیگردی و همه این نوشته ها شدن سرگرمی و عروسک خیمه شب بازی احساس من برا بقیه و تو حتی از نوشته های منم نفرت داری!!! خدایا کاش ذره ای مثه من نباشه!! 

[ سه شنبه ۱۵ اردیبهشت۱۳۹۴ ] [ 18:35 ] [ Amin ]
[ ]

تباهی

روزهای جوانیم میگذرد و من...

من هنوز طعم شیرین خوشبختی را نچشیده ام

روزها از پس ثانیه های بی کسی من به سرعت میگذرند و من...

من هنوز کسی را که صادقانه دلم را پذیرا باشد نیافته ام

روزهایم در سرمای زمستان و خواب های زمستانی میگذرد و من...

من هنوز آغوش گرم بهار را لمس نکرده ام

تنها در زندانی از حس غم به حکم ابد محکوم شده ام

دوستی ندارم 

همدمی ندارم

مونسی ندارم

دل خوشی هایم همه رفته اند

مانده ام در میان قفسی از انتظار مرگ

در اوج جوانی اینقدر پیر شده ام ک آخرین خنده از ته دل را به خاطر نمی آورم

 

روزهای تاریک من میگذرد و میدانم زمانی به جرم روشن نکردن چراغی مواخذه خواهم شد

روزی همین روزهای جوانی از پیری من شکایت و از قاضی دنیا طلب مجازات مرا میکنند

و من تنها میگویم

شما را با خوشبختی کسی معامله کردم!!

تنها می گویم که شما را پشت پای رفتنش رییختم 

میگویم شما را آینه و قرآنش کردم

میگویم شما را چتر برای باران بلاهایش کردم

میگویم شما را فدای دانه دانه اشک هایش کردم

میگویم شما را فدای خارهای نرفته به پایش کرده ام

میگویم شما را دادم تا شادی اش از جنس من باشد!!

میگویم شما را دادم تا همه عمرم غمی باشد از جنس او!!!

 

روز های جوانیم میسوزد و موهای سرم خاکسستری میشود و من در انتظار...

 

 

[ دوشنبه ۱۴ اردیبهشت۱۳۹۴ ] [ 1:7 ] [ Amin ]
[ ]

تنهایی

دانه های اشک 

باران های بهاری

باز دوباره بوی باران میدهد چشمانم

چه شلوغ و در هم و بر هم است این دنیا

چه سوت کور و خلوت است دل و دنیای من

جدا افتاده از این خنده ها و شادی ها 

چه بی کس و بدون رفیق است دل من

درون دنیایی ک دل دادن آسان شده 

چه بی دل است روز ها و شبهام

تنهای تنهاااا 

تنهایی شده است مونس و هم درد غم هام

سهم دلم را دانم ک خدا برایم کنار گذاشته 

کاش ک زودتر از راه برسی آرامش نفسهام 

همراه من هستی و این را خوب میدانم

همیشه با توام حتی وقتی تنها تر از تنهام

 

امیدم ب توست ای سر پناه بی پناهان

خوب حس میکنم بوی باران را دوباره میبارد بر بام تنهاییم 

باز عشق بازی من و باران زیر سقف تنهایی

 

 

[ جمعه ۱۱ اردیبهشت۱۳۹۴ ] [ 19:51 ] [ Amin ]
[ ]

وفا

وفا دار بی وفایی، بودم!!

عهد بستم تنهاییت را صاحب خانه باشم

عهد بستم کوه برای تکیه گاهت باشم 

عهد بستم مهر و عشقت را یگانه دردانه ی قلبم کنم

عهد بستم نه با تو!! 

بلکه با احساسی که هنوز زنده بودنش در من زبانه میکشد

عهد بستم اما چه شد این همه ادعای وفاداری؟؟؟؟

دور روزگار میچرخد و من هر روز در گردش زمان گذشته را به یاد می آورم

باران!!!! باران پاییزی کجایی؟؟؟

بهار شد اما من هنوز زردم از شرم ،از تاسفی ک به باور آورده ام

کدامین را بخورم؟؟؟؟

غم نبودنت یا شرمساری و غم عهد شکنی ام را؟؟

کدامین را به دوش بکشم؟؟؟

جنازه ی قلبم یا بار گناه دل شکستنت را؟؟؟؟

 

 

 

میییییییینااااااااااا!!!!! نفس من!!! عمر من!!!!! بفهممممم!!

تا ابد عاشقتم اما وفای من به عهد مساوی بود با خیانت به خوشبختی و هدف تو

دررررررررد دارم 

بی وفا نیستم فقط پر ادعا بودم!!!

 

[ جمعه ۱۱ اردیبهشت۱۳۹۴ ] [ 3:0 ] [ Amin ]
[ ]

بر نگرد

جاده های قلبم همه سمت نگاه توست

همه ی راه های این شهر جاری از احساس توست

آسمان دلم رنگی از رنگ های مینایی لبخند توست

شاخه های این باغ همه سایه برای آسایشگاه توست

همه ی مخلوقات من همه و همه از دیدار توست

اما

برنگرد اینجا 

زیرا ک همه دل خوشی من شادی توست

خوب دانم که شادی تو جدایی من از دنیای توست

پس برنگرد اینجا همه امید و نگاه من پی لبخند توست

ویران میکنم هرچه در من هست چرا ک دانم این به صلاح توست

 

بارونننم کاش هیچ وقت نفهمی چقد درد دارم:'-(

[ پنجشنبه ۱۰ اردیبهشت۱۳۹۴ ] [ 13:54 ] [ Amin ]
[ ]

توهم

چه اتفاقی عکسی از واتس اپ تو دیدم

دو عاشق پیشه زیر چترعشق زیر آسمون شب دست به دست هم

قدم میزدن

چقدر آشناست این عکس 

زیر شب تو پیاده رو دست تو دست هم میرفتیم

گرمای دستای تو و سردی دستای من!

نمیدونم چرا این عکسو گذاشتی اما 

شمشیری دولبه از توهم برای من ساختی

هر دولب زخمی به قلب زخمی من میزنه

یکی پر از حسرت یکی پراز غیرت و عصبانیت!!

توهمی دارم همراه با ترس

یعنی ب این زودی یکی جای من اومده؟؟؟؟ یعنی پازل بین انگشتاتو انگشتای یکی دیگه پرکرده؟؟

یعنی به این زودی من از دنیات رفتم؟؟؟ مینا کاش بدونی دارم با این احتمالا ذهنم و وجودمو خط خطی میکنم

یا شایدم میخوای خاطره بازی کنی؟؟ شاید میخوای من برگردم؟؟ شاید هنوز دلت وفادار عشق منه؟؟

کاش خاطره ها بر میگشتن و هیچوقت اون شب دستتو رها نمیکردم

کاش خوشبخت باشی خوشبختی من 

تا همیشه دوست دارم

[ چهارشنبه ۹ اردیبهشت۱۳۹۴ ] [ 15:17 ] [ Amin ]
[ ]

جشن

تاریکی من و حضور روشنایی درونش

دانم ک سیاهی فقدانت جای هیچ لبخندی را بر لبانم قابل دیدن نکرده

و تو!!! بیخیال از گذشته شیرین غرق در خنده و جشنی

گاهی تورا ب چشم همان اطرفیان عاقل انسان وار بی احساس میبینم

که چشم بسته نه خود را میبینند نه دیگران را تنها 

به دنبال لحظاتی برای گم کردن آینده و گذشته شان میگردند

تا دمی به اصطلاح خود شااااد باشند!!! مسکن های عارضه دارر!!!

و من حتی غم تو را به شادی دروغین عوض نمی کنم

کمی تفاوت در من و تو!!! 

همان ک باعث جدایی شد

جدایی ک تو خود نمیدانی مرگ من و زندگی برای تو است

جدایی ک برای خوشبختی تو لازم بود

اما من چ کنم؟

ک خوشبختی من تنها توهستی

جشن و صدای خنده های تو می آید 

نیستی و سکوت و فواره های اشک من!!!!

[ سه شنبه ۸ اردیبهشت۱۳۹۴ ] [ 21:20 ] [ Amin ]
[ ]

بوی تو

نمیدانم از کدامین سوی باد بوی تورا برایم

کادو می اورد

کادویش را باز میکنم

یک نفس عمیق !!!

اری همان بوست

بوی زندگی بوی شادی بوی خوشبختی!!

به ناگاه اشک!! ارام ارام از گوشه چشمانم به روی گونه هایم میغلتد

یادم رفته بود

تو و شادی من خیلی وقت است ک رفته اید

سهم این اشک زمین گرم است!!

انگشتانت خیلی وقت است ک اشکهایم را به اغوش نکشیده اند!!

باز بوی تو امد!!!

باز اشک های من!!!

 

 

[ دوشنبه ۷ اردیبهشت۱۳۹۴ ] [ 19:18 ] [ Amin ]
[ ]

نابودی

روزها را دانه ب دانه

اشک ها را خوشه به خوشه

گل های خاطره را دسته ب دسته

دل نوشته های روی درختان یادگاری

بهار نارنج های تولدهایمان را

باغ عشقمان!!!

همه چیز را!!!

دار و ندار من!!!

همه را دانه ب دانه

با دستان لرزان خودم از ریشه کندم

حال من مانده ام و زمینی بزرگ ک

وجب ب وجب شخم خرده 

من مانده ام با این خاک خونین ک هیچ بزری جز

نگاه تو در ان رشد نمیکند:'-(:'-(:'-(

این منم نشسته در کنار گوری خونین از نبود تو

شمردن ثانیه ها و اشک ها و انتظار مرگ

 

[ یکشنبه ۶ اردیبهشت۱۳۹۴ ] [ 21:0 ] [ Amin ]
[ ]

سردرد

چرا چشمهایم حرف میزنند؟!

شاید گاهی اوقات نخواهم بگویم عاشقت هستم!

به هوایت بگو اینقدر به سرم نزند!!

سرمن درد میکند،

سرمن دردمیکند برای با تو بودن

 

[ سه شنبه ۶ آبان۱۳۹۳ ] [ 13:10 ] [ Amin ]
[ ]

خواب شیرین

توراخواستم و به جای تو عشق نصیبم شد

شاید عشق میخواستم، تو نصیب من میشدی

خیالت همانند خواب صبحگاهیست!! 

مدام میگویم!

همش ۵دقیقه دیگر! 

 

 

تا برنگردی هیچوقت برنمیگردم!

[ جمعه ۲ آبان۱۳۹۳ ] [ 21:19 ] [ Amin ]
[ ]

تموم شد همه داستان سراییهای رویایی

تمام شد و پرتگاه جدایی شد آغوش وصالم

 

خداکنه تو مثه من پراز خیسی و حس نمناک و بغض نباشی

شاد باشی 

باور باور جدایی از عشق تو برام محاله 

خدایا ...

[ دوشنبه ۲۸ مهر۱۳۹۳ ] [ 15:37 ] [ Amin ]
[ ]

هم نشین تنهایی ها

ابرها به آسمان تکیه میکنند 

و درختان به زمین

و...انسان ها!!!

و انسان ها به مهربانی یکدیگر!!

آنگاه که آوارتنهایی روحت رادر هم شکست،گوشه قلبت!! رابنگر

مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن 

آنجا به انتظار تو نشسته ام

[ جمعه ۴ مهر۱۳۹۳ ] [ 0:53 ] [ Amin ]
[ ]

حرف هایی ک ..

من ب فکر حرف هایی

از سالها مونده با من

من ب فکر راه هایی 

ک نرفتی با من

من جاری از احساسی 

روشن کرده ای در من

من پر از درد هایی 

ک سالهاست خونه کردن در تنهایی من

من در فکر بودن باتو 

و 

تو،خوندن آواز خوشبختی با من

من سیاره و تو، ستاره ای برای 

کانون قلب من

من پرم از تو،تو سرشاری از یاد من

[ یکشنبه ۱۵ تیر۱۳۹۳ ] [ 22:3 ] [ Amin ]
[ ]

واقعا تموم شد؟

باورم نمیشه میگن وقتی عزیزت میمیره هم باورت نمیشه که مرده یعنی واقعا بعد این همه داستان و سختی و زامان تموم شد؟ یعنی واقعا مردی؟ کاش همش خواب باشه کاش!!
[ شنبه ۳ خرداد۱۳۹۳ ] [ 23:14 ] [ Amin ]
[ ]

13 به در

حالم خوب است 

بهتر از نحسی سیزدهم

بهتر از  عقدهای گره خورده به سبزه های عید

بهتر از همه عمر زندان عشق و وفا!!

حالم خوب است 

بهتر از ماهی مرده ی قرمز سفره هفت سین

بهتر از پدر داغ دیده ام 

بهتر از خواهر مریضم

حالم خوب است 

خدا را شکر که از این دنیا فقط و فقط 

تو را کم دارم

حالم خوب است

[ چهارشنبه ۱۳ فروردین۱۳۹۳ ] [ 1:34 ] [ Amin ]
[ ]

خواب نمیرم

سلام به آشناترین قریبه ی دنیام 

خیلی دیروقته نه؟؟

خیلی دارم زور میزنم که فراموش کنم اما اینقدر ضغیفم که 

یه بارون

از آسمون 

میاد و هرچی ریستم رو پنبه میکنه

از حال دل تو خبر ندارم اما 

دل من از این ندیدن و نبودن 

خون خونه!!

همش میخندم همش الکی خوش بازی در میارم

اما 

حکایت آهنگ خنده های زورکی 

اشکای یواشکی شده

ببین از فرش به ارش رقتم 

دوسال بعد به فرش برگشتم

برای کسی که ارش رو دیده زندگی کردن این پایین 

هیج توفیقی نداره 

دلم اینقدر پره که همه شعرای من توی بغض صدام

گیر کرده

کاش بودی کاش بودی کاش واقعا عاشقم بودی

[ چهارشنبه ۶ فروردین۱۳۹۳ ] [ 2:23 ] [ Amin ]
[ ]

عید سیاه پوش

غنچه ها رو نگاه کنین 

خنده ها رو صدا کنین

غم و غصه ها رو سوا کنین

عیدی ها رو جدا کنین

نفساتونو دعا کنین

شادی ها رو به پا کنین

بهار همه مبارک 

اما من

پاییزیم

درسته که خرداد به دنیا اومدم

اما دنیامو تو پاییز گم کردم

هرسال عید نفسام آروم بود 

امسال میبارم از غم نبودش

غم شادگونه! چون میدونم اون بدون من شاده

من تنهایی رو ندا میدم

بغضای گلومو شفا میدم

بارونمو نوا میدم

آرزوهامو هوا میدم

من عشقمو جلا میدم 

صبر میکنم حتی اگه گلای جوونیم پرپر بشه

[ پنجشنبه ۲۹ اسفند۱۳۹۲ ] [ 13:22 ] [ Amin ]
[ ]

چهارشنبه بارانی

سلام به دلتنگی قدیمی من
بارانی نیست هوای شهر 
اما هوای دل من چرا
همه جفتن اما دل من بد تنها ست
حسود 
تنها 
بیچاره 
گریان
حالم بد است
از همه بیزارم حتی از تویی که 
تنهاترینم کردی
[ سه شنبه ۲۷ اسفند۱۳۹۲ ] [ 22:26 ] [ Amin ]
[ ]

نمی دانم

شعرهایم بدون نظر مانده 

همانند 

نگاه هایی که از جنس باران اند

دلم را 

بودنم را 

از یاد برده ای

منی که روزی نفس بودم

به یاد عید های پیش امسال من عذادارم

نفس ها تازه شد

نفس در گلویم با بغض بهم گره خورده

بی نظر از تو مانده 

هم نوشته ها و هم روزهایم

[ جمعه ۲۳ اسفند۱۳۹۲ ] [ 18:46 ] [ Amin ]
[ ]

وب عالی

www.mahpishny.blogfa.com

lostlove22.blogfa.com

سر بزنی پشیمون نمیشی

[ جمعه ۲۳ اسفند۱۳۹۲ ] [ 2:31 ] [ Amin ]
[ ]

تنهایی

باور کردنی نیست 

که شدم یه جای خالی توی 

سیر نگاهت

فرض محال بود 

که بشم یه وصله ی اضافی برای

لحظه های شاد تو

باورم داره میمره وقتی که گفتی 

نبودنم شده برای تو عادت

هیچ وقت فکرشم نکردم که نبودنم برای تو بشه 

شادی

شدم درد 

شدم نمماد تنهایییی

شدم یه آرزوی پر از مرگ

شدم غرق آغوش کسی که پناه دل شکسته هاست

خدا با منه ای بی وفا!

[ چهارشنبه ۱۴ اسفند۱۳۹۲ ] [ 21:53 ] [ Amin ]
[ ]